خیال دیدن تو کو؟ رفیق بغض هر شبم هوای گریه و تبم به گریه های من بگو خیال دیدن تو کوای عشق تمام حسرت هنوزم دلیل آه سینه سوزم ببر مرا به ناکجا عشقای درد ببین به استخوان رسیدی همین که از دلم بریدی ببر مرا به هرکجا عشقخیال خنده های تو شد آرزوی هر شبم به چشم های تو قسم که جان رسیده بر لبمخزان شد و نیامدی عزیز لحظه های من اگر ندیدمت تو را تو گریه کن برای منای عشق تمام حسرت هنوزم دلیل آه سینه سوزم ببر مرا به ناکجا عشقای درد ببین به استخوان رسیدی همین که از دلم بریدی ببر مرا به هرکجا عشق....
برچسب:
نویسنده: الینا ایمانی